سیستمهایی هستند که قادرند دادهها را پردازش کرده و بر اساس آنها تصمیمگیری نمایند، به گونهای که شبیه به تفکر انسان عمل میکنند.
در شبکههای بیسیم، "Hidden Node" به دستگاههایی اطلاق میشود که قادر به شناسایی سیگنالهای دیگر دستگاههای متصل به شبکه نیستند، اما قادر به ارسال دادهها به شبکه هستند. این پدیده معمولاً در شبکههای بیسیم که از پروتکلهای دسترسی به شبکه مبتنی بر CSMA/CA (Carrier Sense Multiple Access with Collision Avoidance) استفاده میکنند، مشاهده میشود. در این وضعیت، یک دستگاه که به شبکه متصل است، نمیتواند سیگنالهای دستگاه دیگری که در محدوده دسترسی آن قرار ندارد را تشخیص دهد، اما ممکن است هر دو دستگاه بهطور همزمان دادهها را ارسال کنند و این امر باعث برخورد دادهها (Collision) و کاهش کارایی شبکه میشود.
Hidden Node میتواند مشکلات زیادی برای شبکههای بیسیم ایجاد کند، از جمله کاهش کارایی و افزایش تداخل. برای رفع این مشکلات، تکنیکهایی مانند RTS/CTS (Request to Send / Clear to Send) و سایر روشهای تشخیص برخورد بهکار میروند. در این مقاله به بررسی مفهوم Hidden Node، دلایل وقوع آن، تأثیرات آن بر شبکههای بیسیم و روشهای مقابله با آن خواهیم پرداخت.
Hidden Node (گره پنهان) به دستگاههایی در یک شبکه بیسیم اطلاق میشود که قادر به شناسایی یا تشخیص سیگنالهای دستگاههای دیگر در شبکه نیستند. این بهاین معنا است که دستگاههای دیگر در شبکه ممکن است از وضعیت ارتباطی گره پنهان بیخبر باشند، که این موضوع باعث ایجاد مشکلاتی در هنگام ارسال دادهها و تداخل سیگنالها میشود. بهطور معمول، دستگاههایی که از گره پنهان با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، نمیتوانند سیگنالهای یکدیگر را بشنوند، اما ممکن است هر دو دستگاه بهطور همزمان به شبکه داده ارسال کنند و این باعث برخورد دادهها میشود.
در واقع، گره پنهان زمانی اتفاق میافتد که یک دستگاه نتواند دیگر دستگاههای موجود در شبکه را شناسایی کند و از این رو نمیتواند بهطور مؤثر با آنها هماهنگ شود. بهعنوان مثال، در شبکههای Wi-Fi، زمانی که دو دستگاه به یک نقطه دسترسی (Access Point) متصل میشوند، اما قادر به تشخیص یکدیگر نیستند، ممکن است هر دو دستگاه همزمان دادهها را ارسال کنند و این باعث برخورد دادهها میشود.
Hidden Node زمانی به وجود میآید که دو دستگاه در شبکه بیسیم به یک Access Point متصل باشند، اما توانایی شناسایی سیگنال یکدیگر را نداشته باشند. این وضعیت ممکن است بهدلیل فاصله زیاد دستگاهها از یکدیگر، موانع فیزیکی در محیط، یا شرایط خاص دیگر شبکه بهوجود آید. در این حالت، زمانی که یکی از دستگاهها دادهها را ارسال میکند، دستگاه دیگر که قادر به شنیدن سیگنال نیست، شروع به ارسال دادههای خود میکند و این امر باعث برخورد دادهها (Collision) در شبکه میشود.
بهطور کلی، Hidden Node زمانی رخ میدهد که یکی از دستگاهها نمیتواند سیگنالهای دستگاه دیگر را شناسایی کند، ولی بهطور همزمان به یک Access Point متصل هستند. این مشکل در شبکههای بیسیم بسیار رایج است، بهویژه در محیطهای شلوغ که تعداد زیادی دستگاه به یک شبکه متصل هستند.
وجود Hidden Node در یک شبکه بیسیم میتواند مشکلات زیادی به همراه داشته باشد که میتواند به کاهش کارایی و کیفیت خدمات شبکه منجر شود. برخی از تأثیرات منفی این پدیده عبارتند از:
برای جلوگیری از مشکلاتی که ناشی از Hidden Node در شبکههای بیسیم به وجود میآید، روشهای مختلفی وجود دارد. یکی از این روشها استفاده از پروتکلهای خاصی مانند RTS/CTS است که بهطور مؤثر از برخورد دادهها جلوگیری میکند. در اینجا به برخی از راهکارهای مقابله با Hidden Node اشاره میکنیم:
Hidden Node یکی از مشکلات رایج در شبکههای بیسیم است که میتواند به کاهش کارایی شبکه، افزایش تأخیر و افت کیفیت خدمات منجر شود. برای مقابله با این مشکل، استفاده از پروتکلهایی مانند RTS/CTS میتواند بهطور مؤثری از برخورد دادهها جلوگیری کند و از کاهش عملکرد شبکه جلوگیری کند. بهویژه در شبکههای بیسیم با تعداد زیادی دستگاه متصل، استفاده از روشهای بهینهسازی و الگوریتمهای دسترسی به کانال میتواند به افزایش کارایی و بهبود کیفیت خدمات کمک کند. برای درک بهتر نحوه مقابله با Hidden Node و استفاده بهینه از منابع شبکه، میتوانید به سایت saeidsafaei.ir مراجعه کنید.
در این جلسه، مفهوم دسترسی به رسانه (Media Access Control) و اهمیت آن در شبکههای کامپیوتری بررسی میشود. سپس، به تداخل (Collision) و روشهای جلوگیری از آن پرداخته شده و انواع روشهای دسترسی به رسانه شامل CSMA/CA، CSMA/CD، Token Passing، Polling، Demand Priority، TDMA، FDMA، CDMA، DDMA و WDMA معرفی و مقایسه خواهند شد. هدف این جلسه، آشنایی با مکانیزمهای کنترل دسترسی در شبکه و بهینهسازی انتقال داده برای کاهش تداخل و افزایش کارایی ارتباطات است.
سیستمهایی هستند که قادرند دادهها را پردازش کرده و بر اساس آنها تصمیمگیری نمایند، به گونهای که شبیه به تفکر انسان عمل میکنند.
ورودی به دادههایی گفته میشود که به برنامه داده میشود تا پردازش شوند. ورودیها میتوانند به شکلهای مختلفی مانند اعداد، متغیرها یا فایلها وارد شوند.
کابلی که شامل چندین سیم مسی عایقدار است و به صورت جفت به هم تابیده شدهاند تا نویز الکتریکی کاهش یابد.
میزان دادهای که در واحد زمان توسط یک دستگاه فیزیکی قابل ارسال یا دریافت باشد، معمولاً بر حسب بیت بر ثانیه (bps) اندازهگیری میشود.
جدولی که برای تبدیل اعداد از یک سیستم عددی به سیستم عددی دیگر استفاده میشود، مانند تبدیل از مبنای دو به هشت یا شانزده.
اخلاق هوش مصنوعی به بررسی چالشها و مسائل اخلاقی مرتبط با استفاده از AI میپردازد.
هوش مصنوعی برای امنیت سایبری به استفاده از تکنولوژیهای هوش مصنوعی برای شناسایی و جلوگیری از تهدیدات امنیتی اشاره دارد.
واحد محاسباتی و منطقی است که مسئول انجام محاسبات ریاضی و منطقی در پردازنده میباشد.
کد استاندارد برای تبادل اطلاعات متنی است که برای هر حرف، عدد یا نماد یک کد باینری مشخص در نظر میگیرد.
محاسبات عصبیشکل به استفاده از سیستمهایی اطلاق میشود که از ساختارهای مشابه مغز انسان برای پردازش دادهها استفاده میکنند.
برنامهنویسی کوانتومی به استفاده از اصول فیزیک کوانتومی برای توسعه برنامههایی گفته میشود که میتوانند مسائل پیچیده را سریعتر از برنامههای کلاسیک حل کنند.
حافظههای استاتیک (SRAM) از نوعی حافظه هستند که دادهها را بدون نیاز به رفرش نگه میدارند. این حافظه معمولاً در کش استفاده میشود.
یال یک اتصال بین دو گره در گراف است که ارتباط یا وابستگی بین آنها را نشان میدهد.
تولید محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی به استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین برای ایجاد محتواهایی مشابه نوشتههای انسانی اطلاق میشود.
شاخص یا موقعیتی است که برای اشاره به جایگاه هر رقم در سیستم عددی استفاده میشود.
دیباگر ابزارهایی است که برای شناسایی و رفع اشکالات در برنامهنویسی استفاده میشود. این ابزار به برنامهنویس اجازه میدهد تا خطاهای موجود در کد را پیدا و اصلاح کند.
تابع اصلی در برنامههای C++ است که برنامه از آن شروع به اجرا میکند. این تابع به طور معمول به صورت int main تعریف میشود.
بخشی از یک واحد داده که اطلاعات کنترلی را اضافه میکند تا دادهها به درستی مدیریت و پردازش شوند.
رسانههایی که سیگنالها را از طریق مسیر مشخص هدایت میکنند، مانند کابلهای مسی، فیبر نوری و کابلهای کواکسیل.
مدل استاندارد شبکهای که ارتباطات سیستمهای مختلف را در 7 لایه مجزا تنظیم میکند. هر لایه وظایف خاص خود را دارد و با لایههای مجاور خود ارتباط برقرار میکند.
ویژگیای در پروتکل STP که از دریافت پیامهای BPDU غیرمجاز جلوگیری میکند.
پروتکلی که برای شبکههای سیسکو طراحی شده است و از معیارهای مختلف مانند پهنای باند و تأخیر برای انتخاب بهترین مسیر استفاده میکند.
شبکههایی که افراد و سازمانها را به هم متصل میکنند و امکان اشتراکگذاری اطلاعات را فراهم میآورند.
توکنهای بلاکچین به واحدهای دیجیتالی اطلاق میشود که در شبکههای بلاکچین برای انجام تراکنشها و ذخیرهسازی دادهها استفاده میشوند.
حلقه تو در تو به حالتی گفته میشود که یک حلقه درون حلقه دیگر قرار دارد. این نوع حلقهها برای انجام عملیاتهای پیچیدهتر به کار میروند.
شبیهسازی دوقلو دیجیتال به مدلسازی و شبیهسازی سیستمهای فیزیکی در محیطهای دیجیتال برای پیشبینی رفتارهای آینده گفته میشود.
بلاکچین برای مدیریت هویت به استفاده از شبکههای بلاکچین برای ایجاد سیستمهای شفاف و غیرمتمرکز مدیریت هویت افراد اطلاق میشود.
هوش جمعی به رفتار هماهنگ گروهی اطلاق میشود که از تعاملات میان موجودات ساده (مانند روباتها یا موجودات مصنوعی) به دست میآید.
محدودهای از شبکه که در آن اگر دو دستگاه به طور همزمان داده ارسال کنند، برخورد (Collision) رخ میدهد.
اطلاعاتی است که به تشریح عملکرد سیستمها، نرمافزارها یا سختافزارها میپردازد.
دریاچههای داده در مراقبتهای بهداشتی به ذخیرهسازی و تحلیل دادههای پزشکی در حجمهای زیاد اشاره دارد.
کامپیوترهای آنالوگ برای پردازش دادههای پیوسته مانند دما، فشار و سرعت طراحی شدهاند.
تابع لامبدا تابعی است که به صورت مستقیم و بدون نیاز به نامگذاری و در داخل کد به صورت لحظهای تعریف میشود. این توابع معمولاً در مواقعی که توابع ساده و کوتاه نیاز است، استفاده میشوند.
کد عملیاتی است که دستورالعملهای پردازنده را مشخص میکند و عملیات مورد نظر را برای پردازش انجام میدهد.
بافرینگ به ذخیرهسازی موقت دادهها در یک بخش از حافظه گفته میشود تا زمانی که سرعت ارسال یا دریافت دادهها با هم هماهنگ شوند.